💰 اعتراف به عقبماندگی در فناوری کمهزینه 🌍 تغییر موازنه در میدان نبرد توسط پهپادهای کمهزینه جمعبندی: این گزارش تأییدی بر اهمیت روزافزون فناوری پهپادهای انتحاری (دِرونهای کَمیکازه) در درگیریهای مدرن است. ساخت LUCAS توسط آمریکا، در واقع پذیرش کارایی و موفقیت عملیاتی یک طراحی ارزانقیمت و نسبتاً ساده است که میتواند سامانههای دفاعی گرانقیمت […]
- منبع الهام و مهندسی معکوس: آمریکا اسکادران جدیدی از پهپادهای انتحاری به نام LUCAS راهاندازی کرده که طراحی آن را از پهپاد ایرانی «شاهد ۱۳۶» کپیبرداری کرده است. این امر پس از مهندسی معکوس یک پهپاد شاهد به دست مهندسان آمریکایی صورت گرفته است.
- قابلیتهای کلیدی: پهپاد LUCAS، مانند شاهد ۱۳۶، قادر به طی مسافتهای طولانی است و میتواند با روشهای مختلفی از جمله منجنیق، برخاست با کمک موشک و سیستمهای زمینی و خودرویی متحرک پرتاب شود.
💰 اعتراف به عقبماندگی در فناوری کمهزینه
- بلومبرگ با انتقاد از این موضوع گفت، این کپیبرداری به طور ضمنی نشان میدهد که بخش دفاعی آمریکا در توسعه فناوری ارزانقیمت که کشورهای مقابل بر آن تسلط دارند، عقب مانده است.
- اذعان مقام دفاعی آمریکا: یک مقام دفاعی آمریکا اعتراف کرده است که تمرکز واشنگتن بر سیستمهای گرانتر، «نیروهای ما را در موقعیت نامساعدی قرار داده است». این نشاندهنده یک تغییر پارادایم در استراتژی دفاعی آمریکاست.
🌍 تغییر موازنه در میدان نبرد توسط پهپادهای کمهزینه
- نقش محوری در جنگها: شبکه اِیبیسی تأکید کرده است که به کارگیری این پهپادهای یکطرفه (انتحاری) نشان میدهد که چگونه فناوری پهپادهای کمهزینه، میدان نبرد را پس از جنگ اوکراین و جنگ بین اسرائیل و ایران تغییر داده است.
- استقرار و تعداد: اسکادران جدید در غرب آسیا مستقر خواهد شد، هرچند مکان دقیق آن نامشخص است. مقام دفاعی آمریکا از بیان تعداد دقیق خودداری کرده و تنها گفته است که «تعداد زیادی» پهپاد در زرادخانه این اسکادران وجود دارد و تعداد بیشتری نیز در راه است.
جمعبندی:
این گزارش تأییدی بر اهمیت روزافزون فناوری پهپادهای انتحاری (دِرونهای کَمیکازه) در درگیریهای مدرن است. ساخت LUCAS توسط آمریکا، در واقع پذیرش کارایی و موفقیت عملیاتی یک طراحی ارزانقیمت و نسبتاً ساده است که میتواند سامانههای دفاعی گرانقیمت را تحت فشار قرار دهد و تلفات قابل توجهی وارد کند.
آیا مایلید در مورد مشخصات فنی یا عملکرد عملیاتی پهپاد شاهد ۱۳۶ بیشتر بدانید تا مقایسهای دقیقتر با LUCAS داشته باشیم؟
درخواست شما بسیار به موقع است، زیرا مقایسه این دو پهپاد (که یکی الهامبخش دیگری است) به خوبی نشاندهندهی تغییرات راهبردی در جنگهای مدرن است.
در اینجا یک بررسی جامع از مشخصات فنی و عملکرد عملیاتی پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران و LUCAS (با نام کامل Low-Cost Uncrewed Combat Attack System) آمریکا ارائه شده است.
🚁 مقایسه پهپاد شاهد ۱۳۶ و LUCAS
| ویژگی | شاهد ۱۳۶ (ایران) | LUCAS / FLM-136 (آمریکا) |
| نقش اصلی | پهپاد انتحاری (Loitering Munition) | سامانه تهاجمی بدون سرنشین کمهزینه |
| طراحی پایه | بال دلتایی (مثلثی) با بدنه کشیده | مهندسی معکوس و الگوبرداری از شاهد ۱۳۶ |
| نوع موتور | موتور پیستونی (MD-550 یا مشابه) | موتور ملخی (احتمالاً بنزینی یا دیزلی) |
| قیمت تقریبی (برای هر فروند) | ۳۵,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ دلار | ۳۵,۰۰۰ تا ۴۰,۰۰۰ دلار |
| طول | ۳.۵ متر | احتمالاً مشابه (حدود ۳.۵ متر) |
| عرض بالها | ۲.۵ متر | ۲.۵ متر (مشابه شاهد) |
| وزن (تقریبی) | حدود ۲۰۰ کیلوگرم | مشخص نشده (انتظار میرود مشابه باشد) |
| حداکثر سرعت | حدود ۱۸۵ کیلومتر بر ساعت | ۵۵ تا ۱۰۰ گره (تقریباً ۱۰۲ تا ۱۸۵ کیلومتر بر ساعت) |
| برد عملیاتی | ۱۸۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر (برخی منابع تا ۴۰۰۰ کیلومتر) | ۳۵۰ مایل دریایی (تقریباً ۶۵۰ کیلومتر) |
| سر جنگی (کلاهک) | حدود ۳۶ تا ۵۰ کیلوگرم | ۱۵ تا ۴۰ کیلوگرم (برآورد) |
| روش پرتاب | راکت کمکی از لانچرهای ریلی (قابل نصب روی کامیون) | راکت شتابدهنده (RATO)، کاتاپولت، و سامانههای متحرک |
| سیستم هدایت | ترکیبی (GPS، INS و…) | کاملاً خودکار، اتکا به حسگرها و هوش مصنوعی |
| قابلیت بازیابی/چندبار مصرف | خیر (انتحاری یکبار مصرف) | احتمالاً قابلیت بازیابی محدود (برای برخی مأموریتها) |
🌟 عملکرد عملیاتی و پیامدهای راهبردی
۱. شاهد ۱۳۶: عامل تغییر در نسبت هزینه-فایده (Cost-Benefit Ratio)
| جنبه عملیاتی | توضیح |
| استفاده انبوه (Swarming) | طراحی ساده، قیمت بسیار پایین و امکان پرتاب چندتایی از یک لانچر (مانند ۵ فروند) به این پهپاد اجازه میدهد تا در تعداد بسیار زیاد (تاکتیک ازدحام) به سمت اهداف گسیل شود. |
| نفوذ به پدافند | پرتاب انبوه باعث اشباع سامانههای پدافندی گرانقیمت طرف مقابل (مانند سیستمهای موشکی چند میلیون دلاری) میشود، به طوری که دفاع در برابر آنها از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. |
| برد بلند و هدفگیری زیرساخت | برد عملیاتی بالا (تا ۲۰۰۰ کیلومتر) به آن اجازه میدهد تا از عمق خاک شلیک شده و زیرساختهای حیاتی، نیروگاهها و مراکز فرماندهی دوربرد را هدف قرار دهد. |
| تأثیر روانی | صدای خاص موتور (که به «موتورسیکلت پرنده» تشبیه میشود) علاوه بر خسارت فیزیکی، تأثیر روانی عمیقی بر مناطق شهری هدف گذاشته است. |
۲. پهپاد LUCAS (FLM-136): اعتراف و انطباق آمریکا
پهپاد LUCAS که گفته میشود توسط شرکت SpektreWorks با نام FLM-136 تولید شده، نشاندهنده یک تغییر استراتژیک در پنتاگون است.
- هدف اصلی: پاسخ به تهدیدات کمهزینه. آمریکا پذیرفته که تمرکز بر سامانههای چند میلیون دلاری (مانند پهپاد MQ-9 ریپر با ۱۶ میلیون دلار قیمت) در برابر موجی از پهپادهای زیر ۵۰ هزار دلاری، یک نقطه ضعف بزرگ است. LUCAS برای «برتری پهپادی» و ایجاد زرادخانهای بزرگ از سلاحهای مصرفی ساخته شده است.
- شبکهمحوری و هوش مصنوعی: اگرچه طرح بدنه کپی شده است، اما انتظار میرود LUCAS از نظر الکترونیک و نرمافزار پیشرفتهتر باشد؛ از جمله قابلیت حملات هماهنگ چندپهپادی (Swarming) و اتصال به شبکه فرماندهی و کنترل رزمی آمریکا (MUSIC).
- نقطه ضعف در برد: بر اساس گزارشها، برد عملیاتی LUCAS به طور قابل توجهی کمتر از شاهد ۱۳۶ (حدود ۶۵۰ کیلومتر در مقابل ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر) است. این موضوع نشان میدهد که آمریکا به دنبال نسخهای برای عملیات تاکتیکیتر در برد متوسط است، یا در مهندسی معکوس و بومیسازی موتور پیستونی با برد بلند شاهد ۱۳۶ کاملاً موفق نبوده است.
- استقرار در غرب آسیا: استقرار اولین اسکادران LUCAS در غرب آسیا (تحت نظارت فرماندهی عملیات ویژه SOCCENT) نشان میدهد که هدف فوری این پهپاد، مقابله با تهدیدات گروههای مورد حمایت ایران (که خود از همین فناوری استفاده میکنند) در منطقه است.
- 🛡️ تاکتیکهای دفاعی در برابر پهپادهای انتحاری (مانند شاهد ۱۳۶)
استراتژی اصلی در مقابله با این پهپادها، استفاده از سلاحهایی است که نسبت هزینه-فایده آنها توجیهپذیر باشد، نه موشکهای پدافندی چند میلیون دلاری.
۱. سامانههای ضد هوایی توپخانهای کمهزینه
این روش مؤثرترین و پرکاربردترین راه دفاعی است:
توپهای خودکار (Autocannons):
سامانه گِپارد (Gepard) آلمان: این سامانه متحرک با دو توپ ۳۵ میلیمتری، یک راهحل بسیار مؤثر ثابت شده است. شلیک گلولههای کمهزینه نسبت به موشکها، هزینهی انهدام پهپاد را کاهش میدهد.
توپهای ضدهوایی قدیمی (ZSU-23-4 Shilka و غیره): استفاده از سامانههای قدیمی که با مهمات ارزان کار میکنند، برای هدف قرار دادن پهپادهای آهسته ایدهآل است.
اسلحه سازمانی و تیراندازی: در مسافتهای بسیار نزدیک و ارتفاع کم، نیروهای پیاده با استفاده از مسلسلهای سنگین کالیبر ۰.۵۰ (نظیر دوشکا یا M2 Browning) به صورت دستی یا با کمک سامانههای اپتیکی، پهپادها را هدف قرار میدهند.
۲. اختلال الکترونیکی و جنگال (Electronic Warfare – EW)
این روش به دنبال غیرفعال کردن سیستمهای هدایتی پهپاد است:
مسدودکنندههای GPS (GPS Jammers): از آنجایی که شاهد ۱۳۶ برای ناوبری عمدتاً به GPS/GNSS متکی است، اختلال در سیگنالهای ماهوارهای باعث میشود پهپاد مسیر خود را گم کند یا نتواند هدف دقیق را پیدا کند.
سیستمهای فریبدهنده (Spoofing): این سیستمها به پهپاد سیگنالهای GPS جعلی میدهند تا آن را به سمت مکانی دور از هدف اصلی هدایت کنند.
۳. موشکهای پدافندی کوتاه بُرد (MANPADS)
برای مقابله در فواصل نزدیک و زمانی که سیستمهای توپخانهای در دسترس نیستند:
موشکهای دوشپرتاب (مانند Stinger و Piorun): اگرچه این موشکها گرانتر از مهمات توپخانهای هستند، اما همچنان از موشکهای پدافندی بزرگ بسیار ارزانترند.
موشکهای سطح به هوای کوتاهبرد (نظیر NASAMS و Crotale): این سامانهها بیشتر برای دفاع از زیرساختهای حیاتی (مانند مراکز برق و فرماندهی) به کار میروند.
۴. استفاده از پهپادها به عنوان پدافند
استفاده از پهپادهای جنگنده برای شکار پهپادهای انتحاری مهاجم:
پهپادهای رهگیر (Hunter-Killer Drones): استقرار پهپادهای ارزانقیمتتر که مجهز به مهمات کوچک یا حتی توری هستند، برای ردیابی و انهدام پهپادهای انتحاری در مسیر پرواز، پیش از رسیدن به هدف.
۵. تاکتیکهای هوشیاری و رصد
شبکههای هشدار زودهنگام: به دلیل سرعت نسبتاً پایین شاهد ۱۳۶ (حدود ۱۸۵ کیلومتر بر ساعت) زمان کافی برای واکنش وجود دارد. استفاده از شبکهای از رادارهای کوچک، دوربینهای حرارتی، و حتی گزارشهای مردمی برای شناسایی و رهگیری مسیر پرواز آنها در ارتفاع پایین بسیار حیاتی است.
صدایابها (Acoustic Sensors): صدای متمایز موتورهای شاهد ۱۳۶ به این معنی است که سیستمهای میکروفونی پیشرفته میتوانند آنها را شناسایی کرده و مسیرشان را تخمین بزنند و نیروهای دفاعی را از حملات قریبالوقوع آگاه سازند.
به طور خلاصه، دفاع مؤثر در برابر این نوع پهپادها، نه با تکیه بر یک سامانه گران، بلکه با ایجاد یک دفاع لایهای و ترکیبی صورت میگیرد که در آن از ارزانترین و مناسبترین مهمات برای هر تهدید استفاده شود. - ⚖️ تحلیل هزینه-فایده: موشک گرانقیمت در مقابل پهپاد ارزانقیمت
هدف اصلی پهپادهای انتحاری مانند شاهد ۱۳۶، نه فقط انهدام هدف، بلکه تحمیل یک بار مالی غیرقابل تحمل بر سیستم دفاعی طرف مقابل است (تحت عنوان “دفاع نامناسب از نظر اقتصادی”).
در اینجا مقایسهای بین هزینه انهدام یک پهپاد شاهد با استفاده از سامانههای مختلف آورده شده است:
۱. هزینه پهپاد مهاجم (شاهد ۱۳۶)
توضیحات
هزینه هر فروند شاهد ۱۳۶
حدود ۳۵,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ دلار
۲. هزینه انهدام پهپاد با سامانههای موشکی گرانقیمت
استفاده از موشکهای مدرن برای ساقط کردن شاهد ۱۳۶ از نظر اقتصادی یک “فاجعه” محسوب میشود.
سامانه موشکی پدافندی
هزینه تقریبی یک موشک
نسبت هزینه انهدام
NASAMS (موشک AIM-120 AMRAAM)
حدود ۱.۲ تا ۱.۷ میلیون دلار
۴۰ برابر هزینه پهپاد
Patriot (موشک PAC-3)
حدود ۳ تا ۵ میلیون دلار
۱۰۰ برابر هزینه پهپاد
سامانههای دریایی (مانند RIM-66)
حدود ۱ تا ۲ میلیون دلار
۴۰ برابر هزینه پهپاد
نتیجه: اگر برای انهدام یک پهپاد ۵۰ هزار دلاری، موشکی ۲ میلیون دلاری شلیک شود، طرف مهاجم با یک حمله موفقیتآمیز اقتصادی مواجه شده است، حتی اگر پهپاد منهدم شود. در صورت حملات انبوه، ذخایر موشکی گرانقیمت به سرعت تمام میشوند و دفاع را فلج میکنند.
۳. هزینه انهدام پهپاد با توپخانه و مهمات ارزانقیمت
این تاکتیک در تلاش است تا نسبت هزینه انهدام را به زیر قیمت پهپاد مهاجم کاهش دهد.
سامانه پدافندی
هزینه تقریبی مهمات
توضیحات
توپخانه ۳۵ میلیمتری (مانند Gepard)
حدود ۴۰۰ تا ۷۰۰ دلار به ازای هر گلوله
برای انهدام یک پهپاد معمولاً به دهها گلوله نیاز است (مثلاً ۱۰۰ گلوله). هزینه انهدام: ۴۰,۰۰۰ تا ۷۰,۰۰۰ دلار.
توپخانه ۲۰/۲۳ میلیمتری (مانند Shilka)
حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار به ازای هر گلوله
هزینه انهدام نسبتاً کمتر است، اما دقت و کارایی کمتر است.
مسلسلهای سنگین کالیبر ۰.۵۰
حدود ۵ تا ۱۰ دلار به ازای هر گلوله
ارزانترین راه انهدام. اگر با دقت بالا شلیک شود، هزینه انهدام به زیر ۱۰,۰۰۰ دلار میرسد.
موشکهای دوشپرتاب (MANPADS)
حدود ۱۰۰,۰۰۰ تا ۳۰۰,۰۰۰ دلار
برای دفاع از نیروهای پیاده مناسب، اما همچنان گرانتر از خود پهپاد.
نتیجه: استفاده از سامانههای توپخانهای سریع (مانند Gepard) و مسلسلهای سنگین اقتصادیترین راهکار برای دفاع است. این سامانهها برای درگیر شدن با اهدافی که در ارتفاع پایین و با سرعت کم پرواز میکنند، طراحی شدهاند و انبوه مهمات آنها ارزانتر از موشک است.
پیامد راهبردی: تولد LUCAS
تصمیم آمریکا برای ساخت LUCAS به جای تکیه بر سامانههای موجود، نشاندهنده پذیرش رسمی این است که:
سامانههای گرانقیمت برای دفاع در برابر این تهدید نامناسب هستند.
ضروری است که زرادخانه آمریکا شامل سلاحهای مصرفی و ارزانقیمت باشد که به راحتی قابل تولید در مقیاس انبوه باشند تا بتوانند با تاکتیکهای ازدحام (Swarming) مقابله کنند.
درسهای اسرائیل در مقابله با تهدیدات کمهزینه
اسرائیل برای مقابله با حملات اشباعکننده (Saturation Attacks) که شامل هزاران راکت یا دهها پهپاد است، یک استراتژی دفاعی لایهای (Layered Defense) را پیادهسازی کرده که هر لایه برای هدف قرار دادن نوع خاصی از تهدید، بر اساس هزینه و برد، طراحی شده است.
۱. سیستم گنبد آهنین (Iron Dome): دفاع تاکتیکی
گنبد آهنین که شهرت جهانی دارد، برای مقابله با راکتهای کوتاه بُرد و توپخانهای (با کلاهک نسبتاً کوچک) توسعه یافت.
- هدف اصلی: حفاظت از مناطق مسکونی و مراکز استراتژیک در برابر پرتابههایی با برد ۴ تا ۷۰ کیلومتر.
- مزیت: توانایی محاسباتی بالا برای تعیین دقیق مسیر پرتابه و شلیک موشکهای رهگیر (Tamir) تنها به سمت موشکهایی که مسیر آنها به سمت مناطق پرجمعیت است. این موضوع از هدر رفتن موشکهای گرانقیمت جلوگیری میکند.
- نقطه ضعف اقتصادی: هر موشک رهگیر تامیر حدود ۴۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ دلار هزینه دارد. در برابر یک پهپاد انتحاری ۵۰ هزار دلاری، این نسبت تقریباً ۱ به ۱ تا ۲ به ۱ است. با این حال، استفاده از آن در برابر راکتهای بسیار ارزانتر حماس و جهاد اسلامی (که گاهی هزینهای کمتر از ۱۰۰۰ دلار دارند)، همچنان گران است.
۲. چالش پهپادهای انتحاری و پاسخ با مهمات توپخانهای
در سالهای اخیر، تمرکز به سمت یافتن جایگزینی ارزانتر برای مقابله با پهپادها و راکتهایی بوده که گنبد آهنین برای آنها توجیه اقتصادی ندارد.
- سیستم «گنبد آهنین جدید» (Iron Dome Countermeasures):
- تمرکز بر توپخانه: اسرائیل مانند غرب، به سمت استفاده از سامانههای ضد هوایی توپخانهای با شلیک سریع و مهمات ارزانقیمت رفته است.
- مسلسلهای خودکار و رادار: استفاده از رادارها و حسگرهای پیشرفته برای ردیابی پهپادهای آهسته و کوچک و هدایت آتش مسلسلهای سنگین یا توپهای خودکار به سمت آنها.
۳. لیزر و پروژه «پرتو آهنین» (Iron Beam)
مهمترین درس اقتصادی اسرائیل، سرمایهگذاری هنگفت در فناوری لیزر بوده است:
- هدف: ایجاد یک سلاح پدافندی با هزینه شلیک تقریباً صفر.
- عملکرد: پرتو آهنین (Iron Beam) یک سلاح انرژی هدایتشده (Directed Energy Weapon) است که از یک پرتو لیزر برای سوزاندن و انهدام اهداف هوایی استفاده میکند.
- مزیت اقتصادی: هزینه هر شلیک با لیزر تنها شامل مصرف برق (چند ده دلار) است، که عملاً در برابر پرتابههایی با هزینه ۵۰ هزار دلار به پایین، بهترین راهکار اقتصادی است.
- نقش راهبردی: این سیستم برای رهگیری طیف وسیعی از تهدیدات از جمله گلولههای خمپاره، راکتهای کوچک و پهپادهای انتحاری ارزانقیمت طراحی شده است و قرار است به لایه نهایی و اقتصادی دفاع تبدیل شود.
۴. درس راهبردی: لایهبندی ضروری است
استراتژی اسرائیل نشان میدهد که هیچ یک سامانه به تنهایی نمیتواند در برابر تمام تهدیدات هوایی اقتصادی و مؤثر باشد. دفاع باید شامل چندین لایه باشد که هر کدام بر اساس ویژگیهای تهدید به کار گرفته شوند:
- لایه داخلی (اقتصادی): توپخانه، مسلسلها و لیزر (برای راکتهای کوچک و پهپادهای نزدیک).
- لایه میانی (تاکتیکی): گنبد آهنین (برای راکتهای کوتاه بُرد با مسیر خطرناک).
- لایه بیرونی (استراتژیک): فلاخن داوود (David’s Sling) و آرو (Arrow) (برای موشکهای کروز، بالستیک و پهپادهای دور بُرد با کلاهک بزرگ).
این رویکرد لایهای (که آمریکا اکنون با LUCAS در لایه اقتصادی خود به آن پیوسته) تضمین میکند که مهمات ۲ میلیون دلاری به دلیل یک پهپاد ۵۰ هزار دلاری هدر نرود.