یکی از مهمترین چالشهایی که طی سالهای اخیر همواره پیش روی جامعه پرورش اندام ایران قرار گرفته، مسئلهی تعدد انجمنها و فدراسیونهای ورزشی موازی است. رشتههایی مانند پرورش اندام، مچاندازی و پاورلیفتینگ هرکدام زیرمجموعه انجمنها و نهادهای مختلف قرار گرفتهاند و این موازیکاری، باعث شده فدراسیون اصلی بهعنوان متولی ورزش کشور، با فراز و نشیبهای […]
یکی از مهمترین چالشهایی که طی سالهای اخیر همواره پیش روی جامعه پرورش اندام ایران قرار گرفته، مسئلهی تعدد انجمنها و فدراسیونهای ورزشی موازی است. رشتههایی مانند پرورش اندام، مچاندازی و پاورلیفتینگ هرکدام زیرمجموعه انجمنها و نهادهای مختلف قرار گرفتهاند و این موازیکاری، باعث شده فدراسیون اصلی بهعنوان متولی ورزش کشور، با فراز و نشیبهای فراوانی روبهرو شود.
از سوی دیگر، این پرسش همواره مطرح بوده است که «کدام فدراسیون اهم و کدامیک فلاهم است؟» چرا که هیچیک از رشتههای وابسته به پرورش اندام، المپیکی محسوب نمیشوند و به همین دلیل تاکنون نتوانستهاند تاییدیههای مستمر و معتبر از نهادهای بینالمللی مانند WADA، Sport Accord یا GAISF دریافت کنند. همین امر باعث شده همواره نوعی تنش در جامعه پرورش اندام وجود داشته باشد و ورزشکاران ندانند مسیر اصلی ساماندهی آنها کدام است.
با این حال، آنچه امروز بیش از پیش اهمیت دارد، بازنگری در الگوی مسابقات است. تجربهی مسابقات «قویترین مردان ایران» نشان میدهد که حتی بدون وابستگی مستقیم به فدراسیونهای بینالمللی، صرفاً به دلیل تبلیغات، پوشش رسانهای و جایگاه اجتماعی، یک رقابت داخلی میتواند به خواستگاه اصلی ورزشکاران بدل شود؛ تا جایی که اثرگذاری آن از برخی تورنمنتهای بینالمللی نیز فراتر رود.
این نکته در رشتههایی مانند پرورش اندام، بادیکلاسیک، فیزیک، فیزیک کلاسیک، ماسکولار، فیتنس چلنج ، فیتنس و … پررنگتر است؛ چرا که ورزشکاران ایرانی طی سالهای اخیر در میادین جهانی و آسیایی بهراحتی عناوین قهرمانی را کسب کردهاند. از سال ۲۰۱۳ و پیوستن ایران به IFBB تاکنون، تیمهای ملی کشورمان همواره قهرمان آسیا و جهان بودهاند. اما پرسش اینجاست: چرا این موفقیتها منجر به دریافت امتیازات واقعی برای ورزشکاران نشده است؟ سادهترین مثال، امتیازهای مربوط به ادامه تحصیل ، نظام وظیفه و تسهیلات تشویقی است که به دلیل غیرالمپیکیبودن این رشته، هیچگاه به ورزشکاران تعلق نگرفته است.
از سوی دیگر، بررسیها نشان میدهد سطح فنی مسابقات جهانی،آسیایی و بین المللی در بسیاری از موارد پایینتر از سطح مسابقات باشگاهی و قهرمانی کشور در ایران است. رقابت شدید و استعدادهای فراوان داخلی، موجب شده ایران به یکی از قطبهای اصلی پرورش اندام دنیا تبدیل شود.
بنابراین پیشنهاد کارشناسان این است که به جای صرف هزینههای سنگین برای اعزامهای بینالمللی، بخش مهمی از این سرمایهها صرف جوایز و ارتقای مسابقات داخلی شود تا ورزشکاران، بهویژه آنهایی که امکان حضور در سفرهای خارجی پرهزینه را ندارند، بتوانند در همان مسابقات ملی به جایگاه و اعتبار واقعی دست یابند. در این صورت، هم جوانان کشور انگیزه بیشتری پیدا میکنند و هم مسابقات داخلی به تدریج به مرجعی معتبر برای حضور کشورهای همجوار و سپس در سطح جهانی تبدیل خواهد شد؛ همانگونه که «مستر المپیا» در آمریکا به صورت انحصاری برگزار میشود و با ارتقای کیفیت، به مهمترین برند رقابتی این رشته در دنیا بدل شده است.
بدیهی است در این مسیر، نقش فدراسیون ملی بهعنوان مرجع رسمی و متولی اصلی پرورش اندام کشور بسیار کلیدی است. فدراسیون میتواند با طراحی یک پروتکل واحد و سلامتمحور، ضمن پاسداشت ورزشکاران و تکریم پیشکسوتان، اعزامهای بینالمللی را به شکلی هدفمند و بر اساس منافع ملی سازماندهی کند.
در نهایت، جامعه پرورش اندام ایران بیش از هر چیز نیازمند وحدت رویه و استقلال ساختاری است تا ورزشکاران ما به جای سرگردانی میان فدراسیونها و انجمنهای متعدد، مسیر مشخصی برای رشد، افتخارآفرینی و بهرهمندی از مزایای واقعی این موفقیتها داشته باشند.